پروسه ی از شیر گرفتن

...آره داشتم می گفتم که برادر عزیزم به همراه خانومش اومدند ایران و کلی بودن اونها در ایران به من حس خوبی داده، چند شبی بود که همش با هم به خونه ی فامیل ها دعوت می شدیم و خیلی خوش گذشت، یه روز هم رفتیم وایبک دیدن عمه که متاسفانه الان حالش خوب نیست و در کماست و جاش خیلی خیلی خالی بود و یه دل سیر هم براش گریه کردیم، جدا هیچ خونه ی بدون بزرگ خانواده صفا نداره ومن امیدوارم هر چه زودتر خوب بشه و برگرده.......خلاصه دو روز پیش تصمیم گرفتم دیگه به آروین شیر ندم و با استفاده از ماده ای به نام صبر زرد موفق شدم،چون این ماده به قدری تلخه که بچه بعد از یک بار خوردن از هر چی شیره بدش میاد . اما به همین راحتی ها هم نبود و آروین خیلی بهانه گیر شده و همش نق میزنه و من رو کلافه کرده و از اون جایی که من دست تنها این کار رو کردم خیلی به من سخت گذشت چون کسی نبود که کمک کنه و آروین رو اروم کنه ولی بالاخره همه ی روزها می گذرند.......................بعد الظهر همون روز بیرون رفتم و مقداری تنقلات برای آروین گرفتم که هر وقت بیقراری کرد بهش بدم، اما شیر پاستوریزه رو اصلا نخورد و من همش نگرانم چطوری از این به بعد کاری کنم که شیر پاکتی بخوره.بعضی اوقات انقدر دلم براش می سوزه که می خوام باز بهش شیرم رو بدم اما مقاومت می کنم .از زبون شیرین آروین بگم که دل می بره ....چند روزی هست که کلمه ی دست رو یاد گرفته و وقتی دستش رو نشون می دم و میگم این چیه میگه بست و هر جایی از بدنش که درد میگیره میاره جلو و میگه دد یعنی درد میکنه ،ببوسش. قربونت برم پسر گلم که انقدر شیرینی

/ 2 نظر / 17 بازدید
morteza

aksaye bishtar bezar .Pedram ta 4 salegi shire madaresho khord.Parmis ham ta chand vaghte pish mikhord.b har hal shado sare hal bashid. \

سحر طاهری

زهرا جونم از این نی شیر ها براش بگیر.طعم داره و چون رنگی رنگیه بچه رو سر ذوق میاره که به هوای اون شیر بخوره