هشت ماهگی عشقم

.... سلام به همگی، ببخشید که یه مدتی آپ نشدم. آروینم الان تو هشت ماهگی به سر می بره و حسابی رفتار و کارهاش تغییر کرده. کم کم دور خودش می چرخه و روی فرش می گرده و آشغال ها رو درو میکنه و می ذاره تو دهنش و خودش رو مثل شیر می کشه بالا و خیلی قشنگ می خنده و ریسه میره. بعضی اوقات هم  وقتی میگه عنقه دل من رو می بره......عزیز دلم خیلی شیطون شده و تقریبا غیر قابله کنترله....نیشخندگریهزبان

/ 1 نظر / 18 بازدید
مهسا

اگر بخندد، بی ریا میخندد، بی هوا میخندد، بی پروا میخندد. رسالت ندارد همهُ دنیا را بخنداند. لازم نیست باقی دنیا بخندد، تا او هم بخندد. او تنها میخندد، بلند میخندد، پر نور میخندد، پشت سر نمیخندد، در حضور میخندد. به صراحت نسیم، به سادگی آب، به آسانی جوانه، به زلالی پرواز، به روانی پروانه، کودکانه... معصومانه...