ایام عید سال 1389

..... امسال برای شب سال تحویل رفتیم خونه ی بابا و مامانم.شام طبق معمول همیشه سبزی پلو با ماهی بود.آروین کنار سفره ی عید خوابش برد و ما سفره ی شام را انداختیم و یه ربع بعد هم سال تحویل شد و روبوسی ها شروع شد وطبق معمول اولین کسی که عیدی ها رو داد مامانم بود و بعد هم بابام اولین عیدی رو به آروین جونم داد. بعد از سال تحویل هم میترا و مهسا و بیتا و باباش اومدند ....قلب  فردای عید با مهران و آروین رفتیم تهران ، قرار بود تا دو روز اونجا باشیم  و همه جا بریم.آروین حسابی با شوهر خواهر مهران حال می کنه، چون که اکبر خیلی دوستش داره و بچم این رو به خوبی می فهمه که کی واقعا دوستش داره و براش وقت می ذاره..... بعد از دو روز برگشتیم خونه ی مامانم و قرار بو د تا هشتم اونجا باشیم تا مامانم رو راهی کانادا کنیم وتو این مدت هم پیش هم باشیم..... چند جا هم عید دیدنی رفتیم و شب هشتم هم رفتیم فرودگاه و مامان رو راهی کردیم .آروین تو این مدت سومین بارش بود که می رفت فرودگاه.........بعد از نه روز برگشتیم به خونمون و تازه می اومدند خونمون عید دیدنی و ما می رفتیم..... آروینم صد سال به این سالها 

/ 1 نظر / 20 بازدید
پسرقمی

سلام پست جدید گذاشتم. ممنون میشم سر بزنی. ضمنا در چند روز اینده مطالب جالبی رو با عکس در باره قم تو وبلاگم خواهم گذاشت. ........... هر وقت به این نتیجه رسیدین که لیاقتشو داریم ممنون میشم تو لینکاتون یه جا هم به ما بدین. http://dasteneh.persianblog.ir/