شب یلدا 30 آذر 92

 

چند روز پیش مدیر مهد کودک آروین از والدین خواستند تا یک مبلغی رو بابت جشن شب یلدا که قرار بود تو مهد برگذار بشه بپردازند.من که خیلی خوشحال شدم چون که خیلی دوست داشتم آروین با مفهوم این شب آشنایی بهتر پیدا بکنه و با دوستاش روز خوبی رو تجربه کنه.آروین رو صبح بردم مهد و دیدم سالن رو صندلی چیده بودند و یک کرسی هم گذاشته بودند وسط با کلی مخلفات روی اون.من که خیلی خوشم اومد.عمو سینا رو هم آورده بودند تا برنامه اجرا کنه و از فیلمبرداری صبا هم اومده بودند برای فیلم و عکس.خانم صفری و خاله میترا و الهه جون با بقیه مربی ها سرگرم درست کردن سفره شب یلدا بودند.خلاصه خیلی حس خوبی بود.من هم چند تا عکس گرفتم و برگشتم خونه.ساعت 1 هم رفتم دنبال آروین که دیدم همه پدر و مادرها برای بردن بچه ها اومدند و حیاط خیلی شلوغه.بچه ها از مهد می اومدند بیرون با کلی مخلفات تو دستشون.آروین هم کلی ذوق داشت و همش داشت شعر شب یلدا شب زیبا رو برای من میخوند.برای شب هم خونه مامان و بابام دعوت بودیم که قرار بود ساناز و اروند و آقای بهنام کیا هم بیان.شام هم مامانم طبق رسم همیشگی سبزی پلو با ماهی و کوکو درست کرده بود و کلی مخلفات رو میز برای خوردن.آقای بهنام کیا هم زحمت کشیده بودند با یک دیس آجیل شب چله اومده بودند.ساناز که حسابی سرما خورده بود و صداش در نمی اومد.بیتا هم حالش بدتر از ساناز بود و خوابیده بود ولی در کل خیلی خوب بود و جای خیلی ها خالی بود.در ضمن مهد آروین از این روز یک فیلم قشنگ گرفته بودند که بعد از چند روز به ما دادند و من وقتی این فیلم رو می دیدم گریم گرفت چون احساس کردم آروین بزرگ شده و از خداوند خواستم همه بچه ها رو سلامت در پناه خودش نگه داره.

/ 1 نظر / 15 بازدید
morteza

chetori?