شمال 17 اسفند 91

با دوستای مهران تصمیم گرفتیم بریم شمال سمت انزلی .ساعت دو بعد ظهر به همراه هومن راه افتادیم و برای ناهار رفتیم رستوران پسر خاله و باقالی پلو با گردن معروف رو بر بدن زدیم و برای آروین هم جوجه گرفتیم و بعد راه افتادیم و اتوبان جدید خیلی کمک کرد و ما خیلی راحتتر و زودتر رسیدیم البته شب قبل فرید به همراه امیرو نسیم رفته بودند و امروز هم برف زیادی اومد و هوا خیلی سرد بود . بعد از مدتها بچه ها رو دیدیم .نسیم جون هم باردار بود و اردیبهشت بچش به دنیا می اومد.شام رو با هم درست کردیم و قرار بود نیمه شب هم مهزیار به همراه دوستش بیان.فردا صبح رفتیم دریا ولی چون خیلی سرد بود زود برگشتیم و فرید برای ناهار جوجه درست کرد که عالی بود.آروین هم سرش با xbox امیر و گوشی بچه ها گرم بود و گاهی هم بچه ها رو اذیت می کرد که خدا رو شکر اونها هم با اون کنار می اومدند. عصر همه خوابیده بودند و من برای اینکه بقیه از شیطنت آروین بیدار نشند همش باهاش بازی می کردم.اما خیلی خسته شده بودم و حوصله من سر رفته بود .شام رو با هم رفتیم فومن به رستوران دایی بهروز معروف که یادش بخیر همیشه قبلا اونجا می رفتیم با این تفاوت که اون وقت ها آروین نبود و خیلی های دیگه بودند که حالا نبودند و جای اونها خیلی خالی بود.آروین هم خوابش می اومد و از شام استقبال نکرد و رفت داخل ماشین خوابید. فردا صبح هم رفتیم انزلی و کلی ماهی سفید خریدیم و برای ناهار رفتیم رشت و ناهار اردک با فسنجون خوردیم و راه افتادیم و در منجیل روغن زیتون و رب انار گرفتیم .آروین هم طبق معمول تمام راه رو خواب بود و فقط تو خوابه که اذیت نمی کنه و ما راحتیم.وسط راه رستوران آفتاب چایی خوردیم و امدیم خونه. مسافرت خیلی خوبی بود و کلی ریلکس شدیم.

/ 0 نظر / 11 بازدید